براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:
۞ فقط عکس خفن ۞
در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
85/05/01 - 85/05/31
شما می توانید با نظرات خود در وبلاگ داری به من کمک کنید .
نظرات خود را در باره مطالب عنوان کنید .
لحظات خوبی را برای شما در این وبلاگ آرزو می کنم .
_____
برای نویسنده شدن در این وبلاگ نام کاربری وکلمه ی عبور مورد علاقه را در بخش نظرات به صورت خصوصی ارسال کنید
_____
برای کمک به ما در اداره وبلاگ در نظرسنجی منوی سمت چپ شرکت کنید
تم نوکیا S60![]()
نرم افزار نوکیا S60![]()
ترفند موبایل![]()
آموزش![]()
بازی نوکیا S60![]()
زنگ موبایل![]()
کد مخفی![]()
نرم افزار و بازی جاوا![]()
تم نوکیا سری60 ورژن3![]()
نرم افزار سونی اریکسون![]()
بازی سونی اریکسون![]()
کلیپ موبایل![]()
نرم افزار و بازی سری 40 نوکیا![]()
نرم افزار نوکیا S60 ورژن3![]()
مطالب جالب![]()
آهنگ![]()
عکس![]()
بازی کامپیوتر![]()
نرم افزار کامپیوتر![]()
طالع بینی![]()
بازی نوکیا S60 ورژن3![]()
فیلتر شکن![]()
قالب وبلاگ![]()
کتاب الکترونیکی![]()
افزایش آمار بازدید![]()
ویژوال بیسیک![]()
اخبار روز![]()
بیوگرافی هنرمندان![]()
ترفند کامپیوتر![]()
فیلم![]()
دل نوشته![]()
تبادل لینک با ما![]()
سیاسی(زنجیره سبز)![]()
درد و دل
دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی
[+]
نوشته شده توسط دانیال در 0:20
| |
|
احکام چت در اسلام (طنز)
اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد.
* كليك كردن هر دو نفر مستحب است.
* بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد.
* اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند.
* دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر) .
بقیه احکام تو ادامه مطلبه
حتما بخونین
[+]
نوشته شده توسط دانیال در 12:49
| |
|
آیا تا به حال شنیده اید که می گویند عدد تقدیر فلانی مثلا 5 است یا .... و آیا تا به حال درصدد این برآمده اید که عدد تقدیر خودتان را داشته باشید و خودتان آن را به دست آورید؟ اگر دوست دارید عدد تقدیر خود را به دست آورید مراحل زیر را به دقت عمل کنید و در آخر ، تفسیر عدد تقدیر خود را بخوانید. ابتدا به ترتیب عدد سال و ماه و روز تولد و غیره خود را به صورت گفته شده محاسبه نموده و سپس تفسیر آن را در قسمت تفسیر عدد تقدیر بخوانید.

[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 12:46
| |
|
بازيگران:يك عدد پسر
يك عدد دختر
عده اي براي خالي نبودن عريضه (سياهي لشگر)
سمنو (پرده اول)
يك عدد پسر پاي اينترنت نشسته چت ميكند و بي خيال با همه حرف مي زند. (همه در اينجا همان سياهي لشگر هاي اين نمايش هستند) ناگهان دختري وارد چت روم ميشود و پسر كمي دلش يك جوري مي شود.با دختر حرف ميزند.ازasl و اسم و محل زندگي شروع ميكند...
-asl plz?
-من رويا از تهران و سنم هم نميگم...مگه نميدوني نبايد از يك خانم سنش را پرسيد...!
و كم كم اين دختر با بقيه برايش متفاوت ميشود و قضيه كمي احساسي مي شود.(از اين به بعد آهنگ تايتانيك پس زمينه نمايش است.)
-چه غذايي را دوست داري؟
- بيف استر..
-وا..مگه همچين غذايي هم هست!
-همون بيف استراناگف است!!ولي مي دوني ما بس كه خورديم با اسم كوچيك صدايش ميكنيم!!
از شكلكهاي مسنجري كه برايش مي فرستد حالي به حالي مي شود و بافنت هاي دختر احساسش فرق مي كند!! كار به جاهاي باريكتر ميكشد و تلفن رد و بدل ميكنند. پاي تلفن با شنيدن صداي هم حسابي دلباخته هم ميشوند .
صدايي شبيه صداي بوق تريلي مي گويد : چقدر صداي تو قشنگه!!
و صدايي شبيه صداي مرغ ميگويد : صداي تو كه بهتره!!
و دهان جفتشان مثل سمنو شيرين ميشود!!
ادامش یادت نره .....
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 11:10
| |
|

[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 17:7
| |
|
بنوش به سلامتی...
بنوش به سلامتي هرچي عاشقه :
1-به سلامتي سه كس :غريب-تنها-بيكس
2-به سلامتي گاوچون نگفت من گفت ما
3-به سلامتي كرم خاكي به خاطرخاكي بودنش
4-به سلامتي خياربه خاطراينكه يارداره
5 -به سلامتي شلغم به خاطراينكه غم داره
6-به سلامتي كلاغ-هرچند كه سياهه ولي يه رنگه
7-به سلامتي ديواركه هرمردونامرديبهش تكيه ميكن
8-وبه سلامتي شمع كه تااخرش به پات ميسوزه
به سلامتی شما که داری این مطلب رو می خونی ...
[+]
نوشته شده توسط دانیال در 13:55
| |
|
چطوری مخ دخترارو بزنید و اونا رو بیاریید خونه ی خودتون؟!
قبل از هر چيز بايد بگم که همه دخترها اتوماتيک وار آماده اومدن به خونه و رفیق شدن با شما هستند يا به عبارتی اون قسمت از مغزشون حسابی فعاله و آماده دعوت شما به خونه اند و نيازی به راضی کردنشون نيست ولی بعضی از دخترها خودشون رو می گیرند و کلاس ميزارن .
مرحله اول: در اوايل دوستيتون مدام بايد به دوست دخترتون بگيد که اگه با هم بيرون بريم مامورها ميگيرنمون و ميبرنمون وزراء و چوب تو ... ميکنن. دخترها اصولا از گير افتادن و اينجور موارد خيلی ميترسن و اين جمله خيلی ميتونه در نزديك شدن به اهدافتون موثر و کارساز باشه. پس
[+]
نوشته شده توسط دانیال در 22:26
| |
|
به عکس زیر دقت کنید. چه میبینید؟
وقتی تصمیمتون رو گرفتید، توضیح رو مطالعه کنید.
.
.
.
.
.
.
.
[+]
نوشته شده توسط امید در 2:47
| |
|
محتوای رقص عشق است .عشقی كه كل كائنات را به حركت وا می دارد.
تاریخ هنر گواه است كه بشر از ابتدای خلقت به كمك رقص و ریتم موفق گردید به كارهای خود نظم بخشد . رقص و موسیقی به طبیعت آدمی جلوه انسانی می بخشد
گزنفون در كوروش نامه به دوران ماد اشاره دارد و می نویسد كه شاه خود نیز گاه گاه به پایكوبی و دست افشانی برمی خواسته است . همچنین در تاریخ شاهنشاهی هخامنشی نوشته اولمستد آمده است : سالی یك بار در جشن مهرگان فرمانروای هخامنشی می بایست میگساری كرده و رقص پارسیانه كند .. كه این رقص بازمانده ای از رقص جنگی ادوار پیش از هخامنشی بوده است
رقص های فلکلوریك ایرانی
بابا كرم
در میان رقص های فلوکلور ایرانی، رقص " باباکرم " از رقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد ومنحصرا توسط مردان اجرا میشود. در " بابا کرم " از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولا لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند. رقص بابا کرم بازمانده از دهه 1320 شمسی و از رقصهای به اصطلاح " کوچه بازاری " و " تخته حوضی " است که بسیار مورد محبوبیت قرار گرفته. هایده کیشی پور، استاد رقص ایرانی داستان بابا کرم را اینطور تعریف می کند : « داستان بر می گردد به زمان رضا شاه و ماجرای کشف حجاب. یکی از این خانم های شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می آمد باغبان را صدا می کرد: بابا کرم چطوری؟ این باغبان به تدریج عاشق این خانم می شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر می رود ، بابا کرم از عشق اون می میرد. همین می شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شكل می گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده
در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست میدهد
این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فلوکلور ایرانی به حساب می آید
ادامه دارد......
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 10:28
| |
|
ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!
1- تو برای من مثل خواهر میمونی! (يعنی:خيلی زشتی!)
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 19:12
| |
|
اصفهانيها را مي شه با پنج خصلت شناخت :
1- پوشيدن شلوار راه راه بعضا آبي و سفيد در منزل
2- وقتي بستني ميخورند در آن را مي ليسند
3- وقتي نوشابه ميخورند پس از خوردن هر قلپ به شيشه نوشابه نگاه ميکنند
4- آدرس دادن با کلمات بارزي همچون برو جلو ، صد متر برو جلوتر، هميجا ، همين بغل همراه هست
وشماهيچوقت اصطلاح بر گرد عقب را نمي شنويد به دليل آن که حالش را ندارند سر را به عقب برگردانند و
آدرس دهند .
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 19:3
| |
|
دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
ادامـــــــــــه دارد.............
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:53
| |
|
تو این آپ حالت های دخرا و پسرا رو واستون میذارم
نظرتون رو راجعه به این مطلب که به واقعییت نزدیکه یا نه تو نظرا بگین
ابتدا حالات دختر خانومها
وقتی یک دختر حرفی نمیزند يعني میلیونها فکر در سرش می گذرد .
وقتی یک دختربحث نمیکند يعني عمیقا مشغول فکر کردن است .
وقتی یک دختر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند يعني نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود .
وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید : خوبم يعني اصلا حال خوبی ندارد .
وقتی یک دختر به تو خیره می شود يعني شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی .
وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارديعني آرزو می کند برای همیشه مال او باشی .
وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند يعني توجه تو را طلب می کند .
وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس ] می فرستد يعني میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی.
خیلی باحاله ادامش را هم بخونین......
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 18:24
| |
|
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 17:50
| |
|
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 19:10
| |
|
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:2
| |
|
۱- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد
3- تهمینه میلانی --– پرادو
4- مسعود ده نمکی --– پژو 206
5- پرویز پرستویی –-- پرشیا
6- بهرام رادان --– لندکروزر
حالا بقیه شون مونده...
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 15:52
| |
|
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 17:1
| |
|
این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.عید قربان پیشاپیش مبارک
بسیجیه یه شب قرص اکس میخوره تا صبح وضو میگیره!
دلم از دوريت پاره پاره شد دوختمش حالا تنگ شده . چيكار كنم ؟
ترکه ماشینشو بنزین سوپر میزنه تا سه روز ترمز دستیه ماشینش نمیخوابه...!!!
به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد
دختر در 18 سالگي مثل توپ فوتباله: 22 نفر دنبالشن،
در 28 سالگي توپ هندبال: 10 نفر،
در 36سالگي توپ گلف: 1 نفر،
در 50 سالگي توپ جنگي: همه ازش فرار ميكنند...
میگن : گوشه آسمون نوشته ٬ هرکی یارش خوشگله ٬ جاش تو بهشته . خدائیش چه شانسی داریاااااا مفتی مفتی داری میری بهشت !!!
اشک بهترين پديده ي دنياست ولي تا زيبا ترين چيز ها رو از انسان نگيره خودشو تقديم نميکنه
ادامه مطلب هنوز مونده هااا
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:57
| |
|
چقدرسخته....
چقدرسخته....
چقدرسخته....
چقدرسخته....
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 11:51
| |
|
- موشكافي در شكست ، پيشرفت در پي خواهد داشت .
- حسد همچون مگس است كه همه جاي بدن سالم را رها مي كند و بر روي زخمهاي آن مي نشيند .
- زن كودكي است كه با اندك تبسم خندان و با كمترين بي مهري گريان مي شود.
- مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و ازآنها غولي بوجود مي آورند كه نامش تقدير است .
.
.
.
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 18:29
| |
|
گشت و گذار تو شهر تهران و گفتگو با آدم ها مختلف میشه تهران رو بشرح زیر تعریف کرد؛
تهران شهری است که؛
برای خواندن به ادامه مطلب بروید اینم باحاله
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 14:52
| |
|
این روز ها رفتن برق به نوعی عادت تبدیل شده. شدت برق رفتن در پایتخت کم شده در عوض در شهرستان ها بیشتر شده (این جمله رو بر اساس استدلال استقرایی یا تجربی گفتم شاید درست باشه شاید اشتباه)
بهرحال برخلاف اکثریت عده ای واقعاً با رفتن برق بالا و پایین می پرند و عشق می کنند
برای خواندن به ادامه مطلب بروید نخونی از دستت رفته
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 14:43
| |
|
تحقیر می شدم که تو قدّ جهان شدی ... با روح بغض کرده ی من مهربان شدی ... سرما گرفته بود دو دست مرا که تو ... در این دو قطب یخزده آتشفشان شدی ... روح مرا سکون غریبی گرفته بود ... دریا شدی و باد شدی، بادبان شدی ... تسخیر کرده بود مرا دست های خاک ... تو آمدی و بال مرا آسمان شدی ... چیزی نداشتم همه از دست رفته بود ... اما برای من تو زمین و زمان شدی ... پس من تمام وسعت خود را دعا شدم ... شاید تو مستجاب شوی، ناگهان شدی ...
بوسه اسم است، چون عمومي است .. بوسه فعل است، چون هم لازم است هم متعدي .. بوسه حرف تعجب است، چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند .. بوسه ضمير است، چون از قيد انسان خارج نيست .. بوسه حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل ميکند ....
چشمات وقتي زيباست كه مال اشك باشه ... اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه ... عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه ... تو وقتي زيبايي كه مال من باشی ....
اگه بهترین دوستم نیستی ، اقلا بهترین دشمنم باش ... اگه غمخوارم نیستی ، اقلا بزرگترین غمم باش ، هر چه هستی همیشه بهترین باش ... چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند ، پس در بدترین خاطراتم بهترین باش .....
روزی مجنون پای سگی را بوسید ... مردم گفتند: چرااین کار را کردی ؟ گفت: چون گاه گاهی کوی لیلی می رفت ....
همیشه تو زندگی تلخ ترین لحظات رو یکی می سازه که یه روز قشنگ ترین لحظه ها رو ساخته بود ....
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ... به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد ... و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است ....
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روز مثل گل نيلوفر تنها بشم ... سريع از کنار مرداب دور شدم ... حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده ....
هديه اي که براي تولد من اورده بود يک تابلو بود که به خط درشت رويش نوشته بود : ((زندگي پوچ و بي معناست)) درصورتي که او هميشه به من مي گفت: ((تو تموم زندگي مني))
دوستي شوخي سرد آدمهاست ... بازي شيرين گرگم به هواست ... واسه كشتن غرور من و تو ... دوستي توطئه ثانيه هاست ...
بيا در ساحل غمناک بودن ، براي لحظه اي يک رنگ باشيم ... بيا تا مثل شب بوهاي عاشق ، شبي هم ما کمي دلتنگ باشيم ... بيا تا در لحظه سرخ نيايش ، رود روي ابر پاک و ساده باشيم ... بيا هر وقت باران باز باريد ، براي گل شدن آماده باشيم ....
اي كساني كه مامور دفن من هستيد ، گوش فرا دهيد : تابوت مرا در جاي بلندي قرار دهيد ، تا باد بوي مرا به سرزمين عاشقان ببرد ... چشمان مرا باز بگذاريد ، تا همه بدانند كه چشمان من در آرزوي ديدن تنها گل باغ دلم چقدر حسرت كشيدند ... دستان مرا از تابوت بيرون بگذاريد ، تا همه بدانند كه دستان من به معبود خويش نرسيده ... روي مرا با پارچه سياهي بيوشانيد ، تا همه بدانند كه روزهاي من در سياهي گذشته است ... و روي قبر من يك تكه يخ بگذاريد ، تا وقتي آب مي شود ، احساس كنم كه معبودم دارد برايم اشك مي ريزد ....
اگه کسی رو دوست داشته باشی ... نمی تونی تو چشماش زول بزنی ... نمی تونی دوری شو تحمل کنی ... نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ... نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیوونه میشن
خداوندا برای درد و غم درمان ندارم ... برای بی کسی یاری ندارم .... میان خانه های بی کبوتر ، خدایا من پر و بالی ندارم ... دل من صد هزاران ناله دارد ... درو ن این دلم غم خانه دارد ... به روی خشت های بی نشانه ، غم و دردند که با هم ناله دارند ... درون قلب من امیدها بود ... درون سینه ام فریادها بود ...
سکوتم را به باران هديه کردم ... تمام زندگي را گريه کردم ... نبودي در فراق شانه هايت ... به هر خاکي رسيدم تکيه کردم
یه پسر و دخنری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ، اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ...پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده ... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ... پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزین تموم می کنه ... پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ...
وقتي 1 سيب گاز ميزني و يک کرم درسته ميبيني زياد ناراحت نشو . وقتي ناراحت بشو که 1 کرم نصفه ببيني .
زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد ... روبهي آمد و گفت : ايول چه بالي ، چه دمي ، عجب تيريپ خفن سياهي ، مشکي رنگ عشقه ، يه آواز بخون حال کنيم ... زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...
سهراب سپهري ورژن 2008:هر کجا هستم، باشم به درک
! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو
ويژگيهاي پسران با کلاس 1. برداشتن ابرو به مقدار کافي 2. کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار 3. بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري امريکا 4. نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست 5 . بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني 6. گوش دادن موسيقي بدون کلام 7. نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا 8 . اظهار عدم تمايل به ازدواج 9. تظاهر به عصبي بودن
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:16
| |
|
اگـــه یـه روز رفتی یه جــــای دنیــــــا
واسه خودت ماشین خریدی اونجــــــا
یه چی بخر شبیه پیکـــــان بـــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بـــــاشه
وقتی کـــه پشت فـرمونش نشستی
خواستی بفهمن کـه کجایی هستی
اوّل کـــــــــار واســـــــــه جلو پنجـره
یـــــه نعل اسب عــالی یـــــادت نـره
یـــه وخ خیـــال نکن حــاجیت جـواده
اون ورِ دنیـــــــا بد نظـــر زیـــــــــاده
تسبـیـــحتــو بـــپـیـــچ دور شصـتـت
مبــــایلـــتم در آر بگیـــر تـــو دستت
رعـــــــــــــــایت حــق تقــــدم بـــده
گــــــــازو بگیر به هچکی ام را نـــده
بـا هر کی خواس جلـو بیفته لـج کن
برو جلوش فرمــونـــو فوری کــج کـن
یـه دفـه مثــل اسب وحشی رم کن
روی تـمـــوم آدمــــــارو کــــم کـــن
همیشه دوبلـه واستـا راهو سـد کن
افسر اگــــــه نبــود چراغــــو رد کـن
سبقتو هر جور کــه دلت خواس بگیر
از چپ اگـــه مشکـله از راس بگـیــر
تــــا می بیـنی را نمیرن جمـــــاعت
لایی بکش بــــــرو بــا اند ســــرعت
نذار کسی تـــــــورو معـــطـل کنــــه
هیچکی نباید بـــا تــو کـل کــل کنه
پشت چـراغ اگه جلوت واســــتـادن
چراغ که سبز شد یــهو بــــوق بـزن
تمـــوم آدمــــا بــــه جـــز تــــو خُـلن
نمیـــدونن چـــــــراغ چـــــیه مُنگُـلن
همه به جز تو دست و پــــا چُلُـفتن
بـــــوق نـــزنی مـمـکـــنه را نیــفتن
راستی کــمر بنـدتو هــیچوخ نبـند
محل نده بـــه این چیــزای چـــــرنـد
هر کی کمر بندشو بسته هــو کـن
خودت فقـــط روی شکـم ولــــو کـن
همینجوری که پشت رل نشـستی
بذار هـمه خیــال کنن کــــه بستی
گشنه شدی یه موقه پشت فرمون
یــه چی بذار تــــو دهنت بلمبــــون
دستــتو بیـــرون ببــــــر از پنجـــــره
هر چقد آشغال داری شوت کن بره
تخـمه اگـــه خوردی لُپاتـــــو پُف کن
پوستشو تـا هر جا که میره تُف کن
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:22
| |
|
ـ پس از سلام و احوالپرسی گفت: فلانی پول داری که بیست هزار تومان به من قرض بدهی؟
ـ گفتم: شرمنده ندارم.
ـ گفت: ایران چک چی؟
ـ گفتم: نه.
ـ گفت: سپهچک هم باشد میپذیرم؟
ـ گفتم: باورکن ندارم.
ـ گفت: چک کارت بانک تجارت؟
ـ گفتم: اونم ندارم.
ـ گفت: چک در گردش بانک تجارت؟
ـ گفتم: نخیر.
ـ گفت: بن خرید کالا چطور؟
ـ گفتم: ابدا.
ـ گفت: ای بابا، پس چی داری؟
ـ گفتم: فقط دو لیتر بنزین دارم که میخوام بفروشم باهاش هاتداگ بخورم.
ـ آهی کشید و گفت: عجب زمانهای شده، هرکاری که ما شروع میکنیم، فوری لو میره!
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:20
| |
|
▪ برای این که دلش خنک شود آن را باد میزد!
▪ برای این که فکرش را مشغول کند، برایش تخمه خرید!
▪ چون دیوارش از همه کوتاه تر بود، مرتب دزد به خانهاش می زد!
▪ چون ماشین حساب نداشت، کاسه کوزهاش را جمع نکرد!
▪ چون کوه نورد بود، از کاه، کوه میساخت!
▪ چون آدم با بخاری بود، روی سرش ابر درست میشد!
▪ برای این که تبش پایین بیاید، نردبان خرید.
▪ چون معلم ریاضی بود، حرف حساب میزد!
▪ وقتی حرفهایش گل کرد، پروانهها روی آن نشستند!
▪ از وقتی خواب از سرش پریده بود، دنبال خوابش میگشت!
▪ وقتی شکمش سیر شد، آن را ترشی انداخت!
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:9
| |
|
چند وقت بود وبلاگم را آپ نکردم اما با یک مشت اس ام اس و جک اومدم برین حال کنین![]()
![]()
روی یک طاقچه سنگی ... میون دو قاب رنگی ... بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی ... عکس تو، تو قاب خاتم ... در حصار خالی از غم ... حتی در مرگ تن من ... نمی گیره رنگ ماتم ....
آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست ....
كاش كي ميشد بعضي ها كمي انسان بودند و چشمان كور خود را باز ميكردند و اگر شهامت داشتند دل انسانها را با شکستن دل ديگر انسانها مثلا شاد نميكردند .....
ای همیشه مهربان تا ابد با من بمان بی تو تنهاترین تنهای عالم میشوم ... بی تو هم پیمانه با غم میشوم ... بی تو لبخند از لبانم میرود ... بی تو برق از نگاهم میرود ....
ستارگان سوگند مي خورند مرا ديده اند !! به هنگامي که بر جنازه ي خويش مي گريستم و بر شاخساران آسمان که مي خشکيد چرا که ريشه هايش در قلب من بود و من مرداري بيش نبودم که دور از خويشتن با خشمي به رنگ عشق حسرت بر دور دست بلند تيزه نگران جان اندوهگين خويش بود ...
دريغا، مسکين تن من ! که پست اش کردم به خيال باطل که بلندي روح را به جز اين راه نيست آنکه تن ام، به خواري بر سر راه افکندي! آه!! بايد که بر اين اوج بي بازگشت در تنهايي بميرم .....
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی ....
عشق از دوست داشتن پرسيد: فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يک سلام شروع مي شوم و تو با يک نگاه ... من با يک دروغ از بين مي روم و تو با مرگ ...
خواستم برايت هديه اي بفرستم: گل گفت مرا بفرست چون مظهر زيبايي ام ... خار گفت مرا بفرست تا بر چشم دشمنانش فرو روم ... خورشيد گفت مرا بفرست چون روشني بخشم ... عاقبت دل از سينه ام بيرون جست و گفت : مرا بفرست چون دوستش دارم ....
يکي محبت مي کنه .... يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست ....
خداوندا ! غرورم را شکستند ... پل سبز عبورم را شکستند .... چه بی رحمانه در پاییز غربت ... دل سنگ صبورم را شکستند ...
من اهنگ غریب روزگارم ... غمی در انتهای سینه دارم .... تمام هستی ام یک قلب پاک است ... که ان را زیر پایت می گذارم ...
قلبم محکوم شد به شکستن ... غرورم محکوم شد به شکستن ... احساسم محکوم شد به بازی گرفتن ... چشمانم محکوم شدند به باریدن ... اما عشقت محکوم شد که بماند در تکه تکه قلبم و قطره قطره ی جونم ...
دل می گیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی از ان نمی گیرد ... ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم ... غرورمان را بیش از ایمان باور داریم حتی بیش از عشق ...
هرگاه دلت هوایم را کرد به اسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند ...
اگر تمام شب رو براي از دست دادن خورشيد اشك بريزي ، لذت ديدن ستاره ها رو هم از دست ميدي ...
متين ترين كلمه "عشق" جذاب ترين كلمه "آشنايي" پاكترين كلمه "وجدان" تلخترين كلمه "جدايي" زشترين كلمه "خيانت" سخت ترين كلمه "تنهايي" بد ترين كلمه "بي وفايي ...
رنگ ها هم راه و روش زندگی کردن را نیز به انسان ها می آموزند: سفید پاکی و تمیزی ... زرد سر افرازی و سربلندی ... نارنجی نشاط و سرزندگی ... صورتی ملایمت و لطافت ... قرمز عاشق بودن ... بنفش خجالت و شرم ... سبز جوانی و تازگی ... آبی آرامش ... قهوه ای پایداری و استقامت و صبر ... خاکستری بارانی بودن و مشکی شوق و ذوق را! پس بیایید رنگارنگ زندگی کنیم ....
رسم زمونه اینه : تو چشم می زاری ، من قایم می شم ... اونوقت تو یکی دیگه رو پیدا می کنی ...
همه ي آرزوها تو يادداشت کن ... نه به خاطر اينکه خدا فراموشکاره ... يادداشت کن تا هميشه يادت بمونه همه ي اين چيزايي که داري , 1 روز آرزوت بوده ....
بارون بهونه است ، اسمون نمی تونه اشکاشو نگه داره ...
زندگي چيست ؟ بلوغ با شهوت / عشق با ذلت / ازدواج با حماقت / فرزند با مصيبت / مرگ با وحشت / تکرار تا اين است اينست بازي تلخ طبيعت ....
روز اول پيش خود گفتم ديگرش هرگز نخواهم ديد ... روز دوم باز گفتم ليک با اندوه و با ترديد ... روز سوم هم گذشت اما بر سر پيمان خود بودم ... ظلمت زندان مرا مي کشت باز زندانبان خود بودم ... روزها رفتند و من ديگر خود نمي دانم کدامينم ... ان من سرسخت مغرورم يا من مغلوب ديرينم ... بگذرم گر از سر پيمان مي کشد اين غم ... دگر بارم مي نشينم شايد او ايد عاقبت روزي به ديدارم ...
افسوس ان زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم ... ان زمان که دوستمان دارند لج بازي مي کنيم ... بعد براي ان چه از دست رفته اه مي کشيم ....
بعضی ها اونقدر روحشون بزرگ و با عظمت که تا وقتی هستم عقلمون نمی تونه وسعت مهربونی شون رو درک کنه ، اما وقتی میرن ، جای خالی شون رو به وسعت یه دریا کنارمون حس می کنیم ....
قلبم سر شار از تمنا بود و قلبت سر شار از نیاز ... دستهایمان دور از هم چیزی کم داشت ، اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار عشقمان بود ... باز هم نگفتی و نگفتم .... هیچ نگفتیم ...
پارسال با او در زير باران راه می رفتم ... امسال راه رفتن او را با دختر ديگری در زير باران اشک هايم ديدم ... شايد باران پارسال اشکِ دختری ديگر بود ...
اگر کليد قلبي را نداري ، قفلش نکن ... اگر کسي را دوست داري ، خردش نکن ... اگر دستي را گرفتي ، رهايش نکن ... مراقب گرماي دلت باش ، تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند ...
تو باراني و من باران پرستم - تو دريايي , من امواج تو هستم - اگر روزي بپرسي باز گويم : تو من هستي و من نقش تو هستم...
اي کاش براي سوزش عشق دادگاهي بود که وکيل آن اشک محکوم آن عاشق و تمام حضار عاشقان و معشوقان بودند ...
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود.کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و از دريا نبود. کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود.کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوز و پر سرما نبود. کاش بودي تا فقط باور کني بعد از تو اين زندگي زيبا نبود
چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 12:36
| |
|
![]()
![]()
![]()
اینو بخونو بخند اما نظر یادت نره![]()
![]()
![]()
![]()
1. نام خانوادگی بجه هایتان تابع نام خانوادگی شما است.
2 .مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.
3.برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.
۴.در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.
5.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.
6.جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.
7.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
8.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
9.همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند.
10.اگر در 34 سالگی هنوز مجردید احدی به شما ایراد نمی گیرد.
11.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.
12.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.
13.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
14.بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.
1۵.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.
16.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.
17.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
18.در تقسیم ارث سهم بیشتری می برید.
19.احتمال مدیر شدنتان زیاد است.
20.می توانید چند زن داشته باشید.(احتیاط! معلوم نیست خوشبخت شوید)
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 15:34
| |
|
آگهی مناقصه شوهر

[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:49
| |
|
تقدیم به عاشقان عشق...
ميگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگويي بميرميميرم... باورم نمي شد... فقط يک امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - کاش امتحانش نمي کردم
---------------------------------------------------------------------------
تو كتاب خوندم سيگار بده ديگه نكشيدم، تو كتاب خوندم مشروب بده ديگه نخوردم، تو كتاب خوندم دروغ بده ديگه نگفتم، تو كتاب خوندم عشق بده، ديگه كتاب نخوندم
---------------------------------------------------------------------------
اي کاش دوست داشتن را تجربه نمي کردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو کند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد
--------------------------------------------------------------------------
افسوس.... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم... آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم... و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم -
---------------------------------------------------------------------------
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام
--------------------------------------------------------------------------
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:41
| |
|
اگر يک نفر نيمه شب چت کند ...
یکي از بزرگان حکايت کند
اگر يک نفر نيمه شب چت کند
و با فرد بيگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و يک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردي محبت کند
به افراد قبلي خيانت کند
و با بي خيالي جنايت کند
نه حدّ و حدودي رعايت کند
و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند
و اين قصه را پر حرارت کند
براي رفيقش روايت کند
چنانکه رفيقش حسادت کند
و او هم رود نيمه شب چت کند
و با فرد بيگانه صحبت کند
و کم کم به چت کردن عادت کند
و يک ساعتش را سه ساعت کند
و هر شب به فردي محبت کند
به افراد قبلي خيانت کند
و با بي خيالي جنايت کند
نه حد و حدودي رعايت کند
و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند
و اين قصه را پر حرارت کند
براي رفيقش روايت کند
چنانکه رفيقش حسادت کند
و او هم رود نيمه شب چت کندا
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:32
| |
|



SMS سری لبخند! ! ! ! ! !
و آنگاه که ابراهيم سر اسماعيل را بر زمين گذاشت ندا آمد که ابي ولش کنتو در مقابل دوربين مخفي هستي
تركها براي كمك به حزب الله يه بازي فوتبال دوستانه ميزارن توي شهرشون البته با بليت رايگان
لره مياد تهران مي بينه همه لباس آستين كوتاه پوشيدن تعجب مي كنه مي گه اوا پس اينا چه جوري دماغاشونو پاك مي كنن.
به ترکه يه ماشين مي دن که فرمونش سمت راست بوده بعد يه مدت ازش مي پرسن چطوره؟ ميگه خوبه ، فقط هر وقت تف مي کنم ميفته روي زنم
مناجات بعد از طلاق:يارب ان نوگل خندان كه سپردي به منش انقدر لوس و ننر شد كه سپردم به ننش
تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
خبر رسيده که يکي از فرشته هاي خدا گم شده. چند ميدي لوت ندم؟؟؟
وقتي صداي اس ام اس مياد منيش اين نيست که مسيج داري منيش اينه که يکي به يادته
ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه
با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري
سلام من يك بوس كوچولو هستم مي تونم چند لحظه روي لپ شما استراحت كنم
براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 16:24
| |
|
این هم شعر زیبایی است که یکی از دوستان به ما هدیه کرده است
غم هجران تو را چاره و درمان چه کنم
همه روز و همه شب ديده ي گريان چه کنم
اي که آرامش جان در گروي روي تو بود
رفتي و بي تو بر اين حال پريشان چه کنم
تن من ني شد و شد نغمه ي دل بي تو حزين
واي بر من تو بگو با ني نالان چه کنم
کس ندانست که چه بگذشت ميان من و تو
بي تو در انجمن اين همه نادان چه کنم؟
زردي صورت اگر سرخ شد از سيلي دست
چاره ي اين همه بيتابي پنهان چه کنم؟
دل چرا بردي اگر قصد سفر بود تو را؟
دل حلالت تو بگو با تن بي جان چه کنم؟
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 12:9
| |
|
به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر.روزت مبارک
آسمانی پر ازستاره دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
مادراي معني ايثار تو گل باغ خدايي
توي روزگار غربت با غم دل آشنايي
مينويسم ازسرخط مادر اي معني بودن
مينويسم تا هميشه توئي لايق ستودن
روز زن مبارک باد
!با دادن یک هدیه خود را یک سال بیمه بدنه و اعصاب کنید
[+]
نوشته شده توسط امیر حسین در 22:31
| |
|